، تا این لحظه 4 سال و 7 ماه و 24 روز سن دارد

بهترین حس

400 روزگی پوریا

چهارصد روز هر ثانیه و لحظه رو با تو عشق کردم  برام خیلی با ارزشی چون وقتی نداشتمت حس نکردم ندارم اما  حالا که هستی  نمیدونم چه جوری وقتی نداشتمت زندگی میکردم خدایا این هدیه باشکوه و میسپارم به خودت  تنهاش نزار حتی یه لحظه     و اما یه لحظه غفلت یه ساعت تو سرم زدن کلا بچم برام هر روز یه خرابکاری به یادگار میزاره بچه خلاقی دارم در زمینه خرابکاری خخخخ ...
7 خرداد 1394

پسرک اردیبهشتی تولدت مبارک

صدای یک پرواز فرود یک فرشته آغاز یک معراج و شروع یک زندگی شکفتنت مبارک هم نفسم فراموش نکرده ام اولین لحظه را  به اوج رفتم و احساس غرور تمام وجودم را گرفت غرور مادر شدن و لمس نوزادی که نه ماه انتظار دیدنش را  به جانه دل خریدم و هر لحظه اش را به سختی اما عاشقانه سپری کردم هنوز باور نمیکنم  آن موجود کوچولوی پف کرده که حتی گریه کردن هم یاد نداشت حالا راه میرو دنده عقب میرود بلند میخندد تقلید صدا میکند گریه میکند لوس میکند  هنوز باور نمیکنم سیصد و شصتوو پنج روز با تو زندگی کردم به خاطر تو گذشت کردم به خاطر تو صبوری کرد بهدخاطر تو زندگی کردن را یاد گرفتم خدایا شکرت به خاطر این امانت بی منت ...
17 ارديبهشت 1394

سیصد روزگیت مبارک

سیصد روزه ای با دو دندان موش موشی اقا پوریای سیصد روزه من ده روزیست دو موروارید کوچولو مهمان دهانش شده البته میهمانهایی پر از اذیت و درد و خارش این شیرین دوست داشتنی روال بلند شدنش به کمک وسایل پیشرفت چشم گیری داشته الان صفر تا صد بلند شدنش ایکی ثانیه انجام میشود پسرک دو دندانه چند هفته ایست از مبل میز کم در دستگیره کمد و کشو و هر وسیله ای که هم قد قیافه ریزه میزه اش باشد میگیرد و بلند میشود  چه کتک ها که خوردی مخصوصا سرت که حسابی ضد ضربه شده برای چند ثانیه می ایستی. روی دو زانو مینشینی دست دسی میکنی و با هر ریتمی نای نای میکنی با دهان بی دندانت به همه لبخندی جذاب با چشمانی بسته و لثه هایی ورم کرده تحویل میدهی جور ی که همه ع...
29 بهمن 1393

نه ماهه کوچک من

فسقلی نه ماه را با من در وجودم ریشه کردی از من سیراب شدی از من عشق گرقتی در من رشد کردی و شکفتی حالا نه ماه است در دنیای جدید باز هم بامن و از من  نوزاد کوچک و ناتوان من که حتی گریه کردن و شیر خوردن یاد نداشت حالا بدون کمک من بلند میشود می ایستد وتلپ می افتد  چهار دست و پا میکند نه خیلی حرفه ای مهارتش در سینه خیز بیشتر است مینشیند  از سکو ها و پله هایی به ارتفاع بیست سی سانت به خوبی بالا میرود این سکو ها میخواهد وزودی آشپز خانه باشد میخواهد ورودی حمام یا توالت باشد و اصلا علاقه ای به مواجه شدن با در های بسته ندارد به شدت به محیط حمام علاقه داری حتی تنها و در تاریکی نه ماهه شیرین من حضور تو کور سوی امیدددل...
3 بهمن 1393

اینستاهااا

Insta page: faezeh.aghaie Insta page 2:angel.ozkan.teknur Kik:farzeh.ag دوستان گلم ممنون میشم فالو کنید  پیج دوم هم مال خودمه به دوستان نی نی وبلاگی تخفیفات ویژه داده میشه
27 دی 1393

کاچی به از هیچیع

  وایی که چقدر دور شدم از تمام چیزهایی که حالمو بهتر میکرد در گیرم در گیر با خودم هر چی کلنجار میرم و خودمو با وجدانم رو به رو میکنم  ن  می   شه این پسرک این اردیبهشتی هشت ماهگیشم داره تموم میشه و من هشت ماهگیشو براش ثبت نکرم با خیلی خیلی خیلی تاخیر مبارک باشه هشت ماهگیت گل خوش بوی مادر           ...
27 دی 1393

هفت ماهگی

کلوچه مامان هفت ماهش تموم شد این پسر ناب ترین و بی ریا ترین نوع عشقه  خالصه خالص یه حس ارامشی میده که تا به حال حسش نکردم این اردی بهشتی از خوده خوده خوده بهشته ورود به هشت ماهگیت به سلامتی و شادی  
2 آذر 1393

200 روزگی

کوچولوی مهربانم ممنون که: 200روز است مرا همراهی کردی  مرا صبور تر کردی مرا تازه کردی مرا  مادر کردی. دویست روزگیت مبارک نوگل زیبایم   
17 آبان 1393

واکسن شش ماهگی

بلاخره بعد از 5 روز تاخیر واکسن شش ماهگیتو زدیم من اصولا ایام محرم میام خونه مادر بزرگ و واکسنتو اینجا زدیم چون شنیده بودم واکسن سختیه و اصولا همراه با تبه که همینطور هم شد شما حسابی تب کردی باز خدا رو شکر دست تنها نبودم اون روز کلا پای راستت رو جمع کرده بود ی و تکون نمیدادی الهی بمیرم جیگرم کباب میشد این صحنه رو میدیدم منم گزاشتمت توکریر که غلط نزنی چون به محض کوچک ترین تکون گریه می کردی کلا خواب بودی اون مواقعی هم که بیدار بودی نق نق میکردی و گیج بودی روز بعد همه چی به حالت عادی برگشت و شما شدی پوریای پر تحرک سابق پارسال تو این ایام حسابی بهم سخت گذشت از همه لحاظ جسمی روحی هیچ امیدی و انگیزه ای نداشتم  رفتم به ارشیو وبلاگت و پست پارسا...
9 آبان 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به بهترین حس می باشد